ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
124
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
ايشان پديد آورد ، و دلهاى عموم مردم از دوستى مال و بستگى به آن خالى نيست . بنابراين سخنى كه به تفصيل گفته شد - يعنى دربارهء افضليّت كسى كه كمتر به مال دلبستگى دارد و يكسان بودن درجهء درويش و توانگر با يكسانى آن دو در دلبستگى ، و برترى و مزيّت داراى مال بر فاقد آن در صورت انقطاع و گسستن هر دو از آن ، لغزشگاه و جاى غرور و فريب است ، زيرا چه بسيار كه توانگر مىپندارد كه دل از مال بريده و حال آنكه دوستى مال در درون او پنهان و نهان است و خود نمىداند ، و تنها به هنگام از دست دادن مال به آن پى مىبرد و آگاه مىشود . پس غير از انبياء و اوليا و اندك افرادى از بزرگان اهل تقوى اگر كسانى كه گمان مىبرند از دنيا گسستهاند هنگامى كه مالى را از كف مىدهند خود را بيازمايند براى آنان آشكار خواهد شد كه فريب خوردهاند و كاملا از دنيا نبريدهاند . چون چنين است و بريدن كامل از دنيا و مال محال يا بسيار دشوار است پس به طور كلَّى مىتوان گفت كه براى عموم مردم فقر بهتر و افضل است ، زيرا از خطر دور تر است ، كه فتنه و آزمايش آسايش و خوشى ، شديدتر از فتنه و آزمايش سختى و بينوائى است ، و دلبستگى فقير و انس او به دنيا غالبا ضعيفتر است ، و به اندازهء ضعف دلبستگيش ثواب ذكرها و عبادتش مضاعف خواهد بود . زيرا مراد از حركات زبان و جوارح خود آنها نيست بلكه براى اين است كه انس به مذكور ( خداى تعالى ) استوار و مستحكم شود ، و تأثير آنها در برانگيختن انس در دل خالى از غير خدا از تأثير آنها در قلب مشغول و غافل بيشتر و شديدتر است ، و از اين رو اخبار در برترى فقر بر غنا و فضيلت فقرا بر اغنيا به طور مطلق وارد شده است . دوم - در ترجيح بين فقر با حرص و جزع ، و غناى با حرص و امساك : حق اين است كه مطلوب فقير اگر چيزى باشد كه در زندگى و معيشت خود چاره اى از آن ندارد - و حرص او براى به دست آوردن اين مقدار است بدون زياده جوئى - و قصد وى اين است كه از مال براى انجام تكاليف دينى كمك بگيرد ، چنان كه حرص و امساك غنى نيز به همين اندازه و به همين قصد باشد ، داشتن مال افضل است ، زيرا نداشتن آن انسان را از امور دينى باز مىدارد ، از اين رو كه ناچار بايد به دنبال روزى برود و در طلب آن بكوشد . و اگر قصد غنى چنين باشد و مطلوب فقير بيش از مقدار